عبد الكريم بى آزار شيرازى
65
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
نيز از آنان سرمشق مىگرفتند ؛ مثلا نظافت و طهارت را از شفافيّت و پاكى آنها ، كمك به زيردستان و زكات را از پرتو افشانى خورشيد و ماه به كلبه نيازمندان ، و حركات طواف و سعى حج را از حركات وضعى و انتقالى سيّارات الهام مىگرفتند . « 1 » و از سوى ديگر ، بسيارى از امور را نيز با علم نجوم پيش بينى مىكردند . در آيات بعد مىبينيم كه ابراهيم ( ع ) به اين جنبههاى تربيتى و هدايتى اجرام آسمانى اعتراف مىكند و مىگويد : « هذا رَبِّي » ؛ امّا عملا به آنان نشان مىدهد كه اين هدايتها و تربيتها موسمى و موقّت و ناقص و غير ثابت بوده و انسان را از تربيت و هدايت كامل و دائمى خداوند بىنياز نمىگرداند . خداوند به حضرت داود وحى فرمود : « براى مردم در حلم مانند زمين زير پايشان ، در سخاوتمندى مانند آبروان و در رحمت همانند خورشيد و ماه باش كه بر خشكى و دريا طلوع مىكنند . » « 2 » احتجاج با ستارهپرستان ( بر اساس آيات قرآن كريم « 3 » و كتاب عبرى غصن الادب « 4 » و سفر هيارشاه . « 5 » ) حضرت ابراهيم وقتى كه ستارهء فروزان زهره يا مشترى را در آسمان مىبيند كه ستارهپرستان در برابرش زانو زده و آن را عبادت مىكنند ، براى اين كه توجّه آنان را به خود جلب كند و آنان را در جهت هدف خويش برانگيزد ، تا به سخنانش گوش فرا دهند ، در آغاز كار با آنان همگام و همصدا مىشود و مىگويد : « اين رب ( مربّى و هدايتگر ) من است » . ولى تا بامدادان صبر مىكند و آنگاه كه ستاره غروب كرد و ناپديد شد ، استدلال مؤثّر خود را براى آنها بازگو مىكند و در حالى كه همه سراپا گوشند تا نظر او را بشنوند ،
--> ( 1 ) . ابن طفيل ، حى بن يقظان . ( 2 ) . بحار الانوار به نقل از تنبيه الخواطر . ( 3 ) . انعام : 75 - 78 . ( 4 ) . شبط موسر ، غصن الادب ، 1729 ، ص 109 - 111 چاپ تركيه ، ازمير . ( 5 ) . سفر هيارشاه ، فصل نوح .